شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

187

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

در آنجا سخن گفت كه درسى براى انسانها در طول تاريخ است . در اين خطبه ، آن بزرگوار سخن از بيعت با يزيد به ميان مىآورد و آن را ذلّت و ننگ مىشمرد ؛ ننگى كه خود فرمود « از خاندان پيغمبر به دور است . » حسين عليه السّلام در آنجا راه برگزيدهء خويش را كه چيزى جز يك مرگ شرافتمندانه و خونين نيست ، اعلام داشت . او به خوبى مىدانست كه اكنون سرنوشت اسلام و عدالت ، شرف و آزادى به تصميم وى بستگى دارد و اگر او تسليم شود و بيعت با يزيد را بپذيرد ، با اين كار اسلام و عدالت را در برابر كفر و بيدادگرى تسليم نموده است و راه سر شكستگى و خوارى را به روى انسانها و امت گشوده است . عالىترين حماسهء آزادى در سخت‌ترين شرايط خطابه‌هاى جانبخش و روح دهندهء حسين عليه السّلام كه با منطقى رسا و روشن پىدرپى ايراد مىگرديد ، در دلهاى سخت‌تر از سنگ كمترين اثرى به جاى نمىگذاشت . در روز عاشورا آن بزرگوار بارها از خدا ، پيغمبر ، قرآن و روز واپسين و جزا سخن به ميان آورد ، اما ديد براى آن بردگان بىصفت و درندگان بدخو بىثمر است و آن بيشرمان همچنان به خونريزى و جنايت و كشتار شريف‌ترين انسانهاى عصر خويش سرگرمند . شكمهاى از حرام پرشدهء آنان و سفره‌هاى رنگين ستمگران كه رنگ آن از خون دل و ديدهء بيوه‌زنان و يتيمان و محرومان بود ، ديگر هيچ حسّ انسانى براى آنها به جاى نگذاشت . اينجا بود كه آن خلاصهء دودمان على عليه السّلام منطق خويش را عوض كرد و با ديدى جهانى كه براى هر كس - از هر نژاد و هر ملت - قابل درك است ، سخن گفت . خطاب به آنان فرمود : « ويلكم يا شيعة آل ابى سفيان ان لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم هذه « 1 » ؛ واى بر شما اى پيروان دودمان بو سفيان ! اگر دين نداريد و از قيامت و حساب نمىترسيد ، در اين دنيا آزاده زندگى كنيد » . اين نداى ملكوتى و مقدس كه از گلوى عطشان حسين عليه السّلام خارج گرديد ، هر چند روى سخن با آن اهريمنان است ، اما يك منشور جهانى و پيام انسانى است . پيامى به انسانيّت و نسلها ، پيامى به درماندگان و آواره‌ها ، پيامى بسركوفت‌شدگان و ستمديده‌ها . در اين پيام ، ديگر موضوع مذهب و مليّت مطرح نيست ،

--> ( 1 ) - لهوف ، ص 52 - كامل ، ج 3 ، ص 431 .